ویانای نازمویانای نازم، تا این لحظه: 12 سال و 9 ماه و 1 روز سن داره
وبلاگ ویانا جونوبلاگ ویانا جون، تا این لحظه: 12 سال و 9 ماه و 23 روز سن داره

ویانا کوشولو دومین فرشته ی مامان بابا

نانا عَک(پایان شیر دهی)

 سلام به عروسکه قشنگم دختر نازم همزمان با ورودت به 22ماهگیت تصمیمیم گرفتم از شیر بگیرمت چندتا دلیل داشتم واسه اینکه یه کم زودتر از دوسالگی از شیر گرفتمت بیشترین دلیلش واسه گریه ها و بد اخلاقیات بود عسلکم خیلی به شدت وابسطه من شده بودی همش با شیر خوردن آروم بودی تا منو گیر میاوردی فقط میگفتی نانا میخوام خیلی کم بازی میکردی وقتایی که من مشغول کار خونه یا غذا درست کردن بودم همش بهانه میگرفتی و یه کم که بازی میکردی حوصلت سر میرفت و میومدی به طرف من و نق میزدی دلیل دوم هم کم اشتهاییت بود حاظر بودی غذا نخوری و فقط شیر بخوری وسط غذا میپریدی بغل من شیر میخوردی و زود خوابت میبرد منم باید ساعتها به اون حالت مینشستم اجازه نمیدادی سر جات ب...
21 آذر 1394

22ماهگی

سلام به دوستای گل و مهربونم که هنوزم بهمون لطف دارن سلام به دخترک عزیز تر از جونم ویانای خوشگلم 22 ماهگیت مبارک عروسکم ببخش مامانی رو اینقدر دیر به دیر به وب دخترش سر میزنه خیلی سرم شلوغه مامانی این روزا خونمون پره از صدای خنده های تو و داداشیت منم بیشتر با شماها سرم گرمه و نمیتونم بشینم پای لپ تاپ فقط در مواقعی که خوابیده باشین یا بیکار باشم الانم که شروع به نوشتن کردم شما صبحانتو خوردی و لالا کردی داداشی هم مهدکودکه بخاطر همینه که تونستم بشینم و بنویسم خب دخترم از این روزات بگم که ماشالا هزار ماشالا خانمی شدی واسه خودت عشوه ها و نازکردناتم که روز یه روز بیشتر میشه و خوب بلدی دلبری کنی دورت بگردم من خیلی هم باهوشی عرو...
4 آذر 1394

بعد از 6ماه تاخیر در آستانه ی20ماهگیه دخملی

سلام عروسک قشنگ و شیرین زبونم الهی مامان فدات بشه خانومم واقعا شرمنده دختر نازمم که با اینهمه تاخیر اومدم وبتو آپ کنم مامانو ببخش عزیزم خیلی روزای شیرینی رو با تو و داداش نازت سپری میکنیم و همش با شماها سرگرمم و وقتی برای نوشتنم نمیمونه و موقعی هم که خوابین مشغول رسیدگی به کارای خونم عزیزم این مدتی که نیومدم برات بنویسم خیلی پیشرفت ها کردی چه از لحاظ حرف زدن که فهم و درک مطالب الهی قربون اون حرف زدن شیرینت برم روزی چندین باز میچلونمت خیلی با مزه ای عروسکم ناز و ادای دخترونتو که نگو وووووووووووووو تا دلت بخواد برامون ناز میکنی مخصوصا واسه بابایی که چجورم ناز دخملشو میکشه گریه های الکی بهونه های شبونه گریه واسه لاک زدنت ساعت 1بعد...
21 شهريور 1394

سال نو1394+14ماهگی

پستای پایینم جدیده قبلا نوشتم ولی تازه آپ کردم سلام سلام صدتا سلام به دخترم گل دخترم الهی مامان فدات بشه عیدت با یه کوچولو تاخیر مبارک همزمان با سال نو 14ماهه هم شدی پس : سال نوت +14ماهگیت مبارک امسال دومین سالی بود که کنارمون بودی الهی دورت بگردم پرنسس نازمممممممممممممم ایشالا سالیان سال دور هم باشیم و عید رو جشن بگیریم از ایام تعطیلات بگم که بیشتر شهر خودمون بودیم و جای خاصی نرفتیم به جز خونه عمه ثریا و دایی خودم و خونه پدر بزرگ و مادر بزرگ بابا و مادر بزرگ خودم واسه عید دیدنی ها هم که فقط 5دقیقه مینشستیم و بعدشم فراررررر بس که ماشالا تو و اون داداشیت شیطونین و خونه های مردم و زیر و رو میکردین ما هم م...
17 فروردين 1394

روزای پایانی سال93

سلام به گل خوشگل مامان ویانا جونم الهی دورت بگردم ببخشید دیر آپ کردم مامانی الان که دارم برات مینویسم 1سال و 1ماه و23روز داری و روز اول عید 14ماهه میشی نفسم این روزا همش تو و داداشیت سرما خورده این الهی بمیرم براتون خودمم سرما خوردم و حالم خوش نیست ایشالا که تا قبل از سال تحویل مریضی و سرما خوردگی از تنمون بره و با حال خوب وارد سال جدید بشیم دخمل نازم خیلی غصه میخورم برات خیلی لاغر شدی اون ویانا تپلو خیلی کوچول موچولو شده هر کی میبینتت اول میگه این ویاناست؟؟؟؟؟پس لپاش کووووو؟؟؟ نمیدونم چرا اینقدر فسقلی شدی مامان شاید بخاطر این باشه که 6-7تا دندون با هم درآوردی و هنوز برنگشتی به روال قبلت و من همش حرص میخورم و این سرم...
24 اسفند 1393

1سالگیت مبارک زنبور کوچولوی نازممممممم

سلام و صد سلام به پرنسس نازمممم الهی مامان دورت بگرده دختر خوشگلم در اولین روز  یازدهمین ماه قشنگ سال هزار و سیصدو نود و سه 1 ساله شدی دختر گلم درست از یکی دو روز مونده بود به تولدت حال و هوام عوض شده بود انگاری همش تو رویا بودم تو رویای به دنیا آوردنت  به قدری بارداریت و به دنیا اومدت و کلا خاطراتت شیرین بود که همش تو ذهنم تداعی میشد نازگلم همش فکر میکردم الان بیهوش میشم و بعد از یه خواب شیرین و کوتاه یه دختر کوچولوی 3کیلویی رو میدن بغلم ای جانم دخترم چقدر دوستت دارم هم تو رو هم اون داداش شیطون بلاتو خب لوس بازی دیگه بسه برم سراغ تولدت که چهارشنبه 1بهمن با حضور مامان جونا و ...
18 بهمن 1393

جابجایی خونه

سلام به پسر و دختر گلم و به همه ی دوستای مهربون و با محبتم و همه ی اون عزیزانی که اینجا رو میخونن میدونم مدتیه بی معرفت شدم و بهتون سر نزدم واقعا شرمنده ی تک تک شما مهربونا هستم راستش مدتیه که درگیر اسباب کشی و جمع کردن وسایلم با اینکه فقط 1سال و نیم از جابجایی و ورود به خونه خودمون میگذره داریم میریم آخه زندگی توی این خونه برای خودمون و بچه ها سخت شده  و تنها دلیل رفتنمون دوبلکس بودن خونه است خودم که دارم کم کم پا درد و کمر درد میشم آخه روزی 10بار یا بیشتر 18پله بین حال و اتاق ها رو بالا پایین میشم و دلیل بعدی اینه که دانیال اصلا توی این خونه راحت نیست و تا وقتی کسی بالا نباشه محاله بره تو اتاقش و بازی کنه و به خاطر همینم هر...
22 دی 1393

11ماهگی+اولین یلدا+4تا دندون جدید+1سالگی وبلاگ

سلام به دختر نازم خوبی نفس مامان  الهی قربون اون شکل ماهت برم من عسلکم بلاخره فصل پاییز هم تموم شد و وارد زمستان زیبا شدیم فصلی که من از کودکی تا به الان عاشقشم و هر وقت موضوع انشامون اختیاری بود من زمستان رو واسه نوشتن انتخواب میکردم یکی از دلایلی که زمستان رو دوست داشتم این بود که خودم متولد زمستانم.بهمن زیبا..... و حالا هم خودم بهمنیم و هم تو دختر نازم یعنی: مادر و دختر بهمـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــنی دختر بهمنیِ من 11ماهگیت مبـــــــــــــــــــــــارک دختر گلم پارسال دقبقا توی همین روز بود که وبلاگت رو ساختم اون موقع 35 هفته بود که توی دلم بودی پَــــــــــــــ...
5 دی 1393

10ماهگی+2تا دندون کوچولو

سلام سفید برفی قشنگم الهی مامان دورت بگرده پرنسس مهربون و دوست داشتنی من امروز ماهه شدی دخمل نازم یادته تو پست قبل برات نوشته بودم که مریض و بیحال بودی و بدجوری تب داشتی تا اینکه بعد از گذشت چند رو اولین مروارید خوشگلت در اومد عزیزکم الانم دندون کناریش داره در میاد قربونت برم الهی مبارکت باشه.اولین دندونت در سن 9ماه و 15روزگی در اومد گلکم از کارای این روزات بگم که داری کم کم شیطون بلا میشی  و چند روزه مثل یه کِرم کوچولو سینه خیز میری یعنی عاشق این حرکتتم باسن توپولوت همش در هواست حالا عکسش رو میبینی بیشتی وقتا سر اسباب بازی با داداشی دعواتون میشه و مقصر اصلیش هم خودت هستی دانیال همه ماشین هاشو پ...
1 آذر 1393